أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
303
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه : قنوت سكوت است از آنچه در نماز نشايد . زيد ارقم گفت : كه ما در نماز سخن گفتمانى با يكديگر و هر كسى بحاجت خود سخن گفتى و روا بودى تا كه اين آيت آمد سخن حرام شد . مجاهد گفت : [ قانِتِينَ ] اى خاشعين و گفت : از جملهء قنوت طول ركوع باشد و چشم برهم نهادن و سكون و وقار بجاى آوردن و بازننگرستن بجانبى . اگر ترسيد كه نماز كنيد استاده و خاشع و خاضع نماز كنيد و مراعات حقوق و حدود او كنيد پياده كه ميرويد نماز كنيد و بر پشت ستور كه باشيد نماز كنيد نماز خوف بتكبير احرام روى فرا قبله كنيد و چنان كه ستور مىرود يا جهت رفتن شما باشد ميرويد و قرائت مىخوانيد و ركوع و سجود بايما ميكنيد و اگر اين قدر نيز نتوانيد كردن ببدل هر ركعتى بگوئيد : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر ، پس چون ايمن شويد و خوف زائل گردد ذكر خداى كنيد يعنى نماز كنيد چنان كه خداى شما را بياموخت آنچه شما آن را نميدانستيد يعنى اركان و حدود و احكام نماز چنان كه مشروع است بجاى آريد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 240 ] وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 240 ) آيت در مردى آمد از اهل طايف نام او حكيم ابن الحرث آنگه كه او هجرت كرد با مدينهء رسول صلى اللّه عليه و آله گفتند كه : پدر او با او بود و او زن داشت و فرزندان فرمان يافت ، رسول را گفتند : زن او چكند ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد ، رسول ميراث او به پدر داد و فرزندان و زن او را چيزى نداد از ميراث جز كه از مال او فرمود تا يك سال نفقه و كسوه به او دادند تا عدّه بدارد يك سال و عدّهء زنان در ابتداى شرع يك سال بود عدّة المتوفّى عنها زوجها ، و ميراث او از شوهرش همين يك سال بيش نبود از نفقه و كسوه و آنچه وى را بدان حاجت بودى در يك سال مادام تا از خانه بدر نيامدى اگر از خانه بيرون آمدى حقّ نفقه باطل شدى و مرد در جملهء وصايا به اين وصيّت كردى ، همچنين بود تا آيت مواريث فرو آمد اين